نمی اومد دانشگاه
اونقد دلم براش تنگ شده بوووووود
تا این که اون روز اومد
همین که دیدمش ذوق زده شدم .... می خواستم بپرم بغلش
بهش لبخند زدم
همون طور نگاهمون تو نگاه هم دیگه بود
سحر یکی زد تو پهلوم گفت هی حواست کجاست ؟؟؟
اصلا متوجه نشدم چی گفت
از کنارش گذشتم
دیگه ندیدمش
همین !!
چه بده دختر که عاشق شد نباید خودشو عاشق نشون بده
نباید با دیدنش خوشحالیشو نشون بده
چراااا؟؟؟؟
هنوز حرفشو نزده :((((
هنوز هم بینمون فقط نگاه و سکووووت
به همین هم راضی ام
برچسب:
نویسنده: حدیث نصیری